loader image
صنايع دستي

صنايع دستي به عنوان زير مجموعه اي وسيع از هنرهاي سنتي ايران، از گذشته‌هاي دور تا به امروز جايگاه ويژه و والايي در فرهنگ بومي معنوي و در گستره هنر مقدس سرزمينمان داشته است .

به نوعی میتوان گفت صنایع دستی هر کشور نشان دهنده هویت و تمدن آن کشور است.

صنايع دستي يك مكانيسم عالي تفكر است كه در حيطه آن اهدافي معين به قصد تداوم معيشت در زندگي اقتصادي و نيز رشد و توسعه فرهنگ و دانش ملي و در نتيجه پس از برآورده شدن نيازهاي بشري موجب تكامل و تعالي جامعه مي‌شود در چهارچوب اين انديشه‌هاي عالمانه گروههاي انساني پويا شده و ركود و ايستايي‌ها كه موجب رخوت و خمودي عقل آنان مي‌شود از بين مي‌رود و در نتيجه انسانهايي با ويژگيهاي جديد در جامعه نوين نمودار مي‌گردند .ديناميك و پويايي جسم در جامعه تحول به وجود آورده و آن طور كه خواست بشر است فرهنگ و اقتصاد پا به پاي يكديگر پيش مي‌رود .

هنر يك مسله مادي نيست كه از كسي بگيرد يا به كسي بدهد و هنرمندي يك كار ساده و بي مايه نمي باشد بلكه هنرها يادگارهاي بسيار قديمي و ره آورد و ارمغاني است از انديشه‌هاي دور و دراز ملتها .

مي توان گفت كه صنايع دستي گزارشي از هويت افراد و در جمع آنها هويت مجموعه يك قوم و قبيله و در نهايت يك ملت است.

بررسي اين امر نياز به دقت و پي جويي دارد به اختصار مي‌توان گفت كه صنعت دستي هر قوم، گوشه اي از هويت يك قوم را در گذشته تاريخي اش بيان مي‌كند .

و در حضورش در دوران معاصر حلقه واسطه و رابطه بين هويت گذشته و هويت كنوني اين قوم و عرضه هويت گذشته قوم يا تاريخ وي به اقوام ديگر است و در نتيجه يكي از عوامل اصلي .

اساسي معرفي اقوام به يكديگر و نشان دادن عواطف و احساسات آنها با ظرافت‌ها و دقتها . لطفها ـ صفاها ـ مهرها و محبت هايي است كه در يك قوم وجود داشته است .

جوامع مختلف با معيارهاي متفاوت سنجيده مي‌شود كه يكي از آنها بازده صنعت و هنر آنها است تا آنجا كه بعضي‌ها، جوامع صنعتي را متمدن تر از ديگران مي‌پندارند زيرا معتقدند كه اين گروه خلاقيت داشته و توليدات آنها با كيفيت مطلوب عرضه مي‌شود .

از آنجا كه نوع معيشت كشورهاي مختلف و جوامع گوناگون، متفاوت بوده و ارتباط مستقيم با كار و فعاليت افراد آن جامعه دارد .

بنابراين بايد ديد كه قدرت تفكر و خلاقيت و پيامدهاي آن چه نقشي بر صنعتي شدن آن جامعه دارد .

نكته مهم ديگر كه در اين زمينه قابل توجه و تامل است اين است كه چرا اقوامي در صنايع در مرحله عالي و پيشرفته قرار داشته و حتي مخترع ماشين‌هاي نخستين بوده اند كه ماشين‌هاي بعدي با توجه به مكانيسم آنها ساخته شده است در كنار صنعت ماشيني آن طور كه بايد شايد پيشرفت نكرده اند بررسي اين امر و يافتن علل و جهات آن را از لحاظ فرهنگي مهم است و شايد در كار توسعه صنعتي اين قبيل كشورها نيز مفيد باشد .

دستبافتها بخش گسترده اي از هنر سنتي مردم ايران زمين را تشكيل مي‌دهد و چون هر گوشه اي از اين هنر ريشه در ژرفاي تاريخ و تفكر و ذوق و زيباي شناختي دارد تحقيق مفصل و اساسي در آن مستلزم تلاش دسته جمعي محققان و هنرپژوهان است

با توجه به تحولات نوين فرهنگي در جامعه امروز نياز ايرانيان بويژه جوانان تيز بين وپرسشگر به بررسي‌هاي جديدي علمي و پربار درباره تاريخ پرفراز و نشيب ايران زمين و ديانت و فرهنگ و تمدن آن بيش از گذشته نمودار شده است .

صنايع دستي تجلي گاه بخش قابل ملاحظه اي از هنر و خلاقيت اقوامي است كه با اين صنايع سر و كار دارند .

در گروههاي چند گانه صنايع دستي كه از دير باز در كشورهاي مختلف وجود داشته است هنوز هم وجود دارد و در ايران و در كشورهاي آسيايي و اسلامي از تنوع قابل ملاحظه اي برخوردار است .

تنوع در اين صنايع در هر كشور يا پهنة جغرافيايي معين، ميزان كمال، دقت، ظرافت و نيز پاسخگوي جزئي يا كلي آنها به نيازها، نشان مي‌دهد كه مردم آن كشور يا ساكنان پهنه جغرافيايي مورد نظر از لحاظ خلاقيت و تكنيك در چه مرحله اي قرار داشته اند .

نگاهي گذرا به تعداد رشته‌ها و توجه به تنوع صنايع دستي از دير باز براي رفع احتياجات انسان پديد آمده و رشد و تكامل يافته است .

قابل انكار نيست كه تنوع در كار دست به همان اندازه ارزشمند و دلپذير است كه يكنواختي در ساخته‌هاي ماشيني خسته كننده و ملال آور .

و براي همين دست بافتهاي روستايي و آنهايي كه با طرح ذهني بافته ميشود هيچ وقت عين هم نيستند، بلكه متنوع هستند .

در جوامع عشايري، روستايي كه هنوز صنعتي نشده است كارهاي دستي كه جزء فعاليتهاي روزانه آنهاست هم به عنوان منبع درآمد و هم پر كردن بخشي از اوقات فراغت است، اين مردم با ساده ترين وسايل اوليه و در محيطي آرام ضمن اينكه ذهن و انديشه خود را پرورش مي‌دهند برنامه ريزي مختصري هم براي تامين مايحتاج خود در نظر دارند مردم عشاير كه هنري خود را از يك محدوده و الگوي خاص خارج كرده و به دلخواه در آن تغيير به وجود مي‌آورند و در زمان معين مكاني خاص آنچه را كه دوست دارند برنامه ريزي مي‌كنند زيرا وابستگي سازماني ندارند به آنچه كه انجام مي‌دهند ايمان دارند آنها طبيعت را آنچنان كه هست در دستبافته‌هاي خود نمي آورند بلكه به آن صورتي كه دلشان مي‌خواهد تغيير و تحول در آن مي‌دهند پس دستبافته تركيبي از امال و آرزوها و عقايد هنرمندان است .

با توجه به اين كه اين صنعت مي‌تواند بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت جوياي كار را به كار مولد و مفيد و با ارزش جذب كند مطالعه فني در خصوص بازدهي بيشتر اين صنايع مي‌تواند بخشي از مشكل جمعيت جوياي كار را كه آمادگي آموختن اين قبيل حرف را دارند حل كند با توجه به اهميتي كه اين قبيل صنايع در حال حاضر در بازارهاي دنيا خصوصا كشورهاي كه داراي درآمد سرانه بالا هستند يافته است پيگيري اين امر و سياستگذاري در اين زمينه مي‌تواند به ايجاد روشهاي بيانجامد كه براي اين قبيل صنايع كه علي الاصول داراي ارزش افزوده قابل ملاحظه اي هستند بازارهاي جهاني بيابد .

قالي بيش از همه فرآورده‌هاي هنري در جهان رواج يافته است بسا شهرت ايران در اين زمينه به روزگاران كهن بر مي‌گردد و قالي ايران به يونان و سپس به بيزانس و پس از آن در قرون وسطي به كشورهاي غربي صادر شده است.

در حال حاضر بهترين بازار براي فرشهاي ايران، اروپا و آمريكا است .

فرشهاي ابريشمي و ورني‌هاي ابريشمي ارسباران از طريق تركيه به اروپا صادر مي‌شود صنايع دستي در كشور ما ضمن اينكه يكي از ارقام مهم صادرات است در تمامي جوامع جهاني طرفداران زياد دارد .

زيرا تمدن چندين هزار ساله ما كه شامل تاريخ و فكر و ذوق و ارزشها اعتقادات ماست در اين هنرها نهفته است با پيش برد صنايع دستي در كشور ضمن روحيه خلاقيت را در جوانان به پيش مي‌بريم حرمت سنتهاي اصيل خود را با نمونه‌هاي عملكردي خويش حفظ مي‌نمائيم .

نقش و سهم صنايع دستي در توسعه اقتصادي اجتماعي كشور به باور كارشناسان و برنامه ريزان نه صرفا به جهت برايند اقتصادي آن بلكه بيشتر به لحاظ حفظ ارزشها ـ اصالت‌ها و خاستگاه فرهنگي هنري است كه مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد ضمن اينكه اشتغال بخش محوري و اساسي در صنايع دستي است و از اين زاويه مي‌توان به خوبي و بدرستي كار كردي در خور براي اين رشته از فعاليتها اجتماعي قائل شد .

از آنجا كه تعريف جامع و كاملي براي صنايع دستي نه تنها در ايران بلكه در ساير كشورها وجود ندارد لذا دايره شمول آن در همه جا ثابت نيست اصولا در جوامع گوناگون در رابطه با صنايع دستي دو برداشت وجود دارد گروهي صنايع دستي را به عنوان عاملي موثر در اقتصاد پذيرفته اند ـ گروهي ديگر آن را بخشي از امور فرهنگي مي‌دانند و بيشتر در قالب هنرهاي سنتي مي‌پذيرند .

شايد بتوان گفت صنايع دستي سفيران فرهنگي يك قوم و قبيله اند كه هيچگاه از گزارش پيام خود دست نمي كشند و در هيچ زماني نيز به عنوان عنصري نامطلوب مورد بغض و كينه قرار نمي گيرند . اين صنايع در قلمرو پهناور ايران تنها به همت و كوششاستادكاران بي نام و نشان بوده كه هنوز فروزنده و بالنده و زيبا باقي است .

و بي گمان به مدد عشق فروتنانه و دلبستگي بي پيرايه همين هاست كه خلاق و ماندگار براي هميشه در تاريخ باقي خواهد ماند هنرمندان شگفتي آفرين بي ادعا در تمام طول تاريخ كهن اين سرزمين همواره صادق ترين راويان و ناقلان فرهنگ و هنر اين مرز وبوم، آباد و اجداديشان بوده اند .

در اين پايان نامه از نظريه كار كرد گرايي و ساختگراي استفاده شده است .

پیج مارا در اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

منو اصلی

×